زمان تقریبی مطالعه: 8 دقیقه
 

حکومت حیره





اعراب جنوب عربستان، اولین شهرنشینان ملت عرب بودند، بالطبع آنان، نخستین دولت‌های عربی را تشکیل دادند، دولت‌هایی که در این منطقه شکل گرفت نه دولت سیاسی، بلکه بیشتر دولتی تجاری به حساب می‌آیند. متاسفانه از چند و چون این دولت‌ها چندان اطلاعی در دست نیست. اطلاعات به دست آمده از این دولت‌ها مرهون تلاش باستان‌شناسان در مطالعه کتیبه‌ها و آثار و ابنیه‌های تاریخی به جا مانده از آن دوران است. در اینجا به مهمترین این دولت‌ها پرداخته و اجمالاً مطالبی را یادآور می‌شویم.


۱ - حیره



منذریان را از تبار لخمیان ذکر کرده‌اند؛ که اصالتی یمنی داشتند. آنها بهمراه برخی دیگر از قبایل از یمن به عراق مهاجرت کردند تا اینکه مورد توجه دربار ساسانی قرار گرفته‌اند.
[۱] ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۱۹۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳.

از مشاهیر ملوک حیره "نعمان بن منذر" است. او از سوی پادشاه ایران، حاکم حیره شد.
[۵] دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ص۸۴، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چاپ چهارم، ۱۳۷۱.
حسن تدبیر و عملکرد بجا و شایسته‌اش اعتماد دربار ایران را به خود جلب کرد تا حدی که یزدگرد اول پسرش بهرام را بدو سپرد تا از آنها سوارکاری و شکار بیاموزد.
[۷] دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ص۵۵، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چاپ چهارم، ۱۳۷۱.
[۸] مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج۱، ص۵۱۵.
درخشان‌ترین دوران حکومت مناذره عصر "منذر بن نعمان" است. در این زمان منذریان به اوج قدرت خود رسیدند.
[۹] سوری، علیرضا، اعراب مرزهای روم شرقی و....، ص۲۵۲.
نفوذش در دربار ایران بحدی بود که بعد از مرگ یزدگرد موبدان ایران ناچار شدند، نظر او را در به حکومت رسیدن بهرام، پذیرا باشند.
[۱۰] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۳۰۸، حاشیه علی شیری، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۹۸۹.
کثرت استعمال نام منذر بن ماءالسماء، در اشعار جاهلی حکایت از ان دارد که حیره دوران درخشانی را زمان حکومت او تجربه کرده است.
[۱۱] ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۶، حاشیه علی شیری، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۹۸۹.
او در ابتدای حکومتش، روابط تیره‌ای با قباد، شاه ایران داشت که احتمالا، علتش مزدکی شدن، قباد بود. قباد او را از حکومت برکنار و "حارث بن عمرو کندی" را جانشین کرد. طولی نکشید که با به حکومت رسیدن "انوشیروان" ورق برگشت و منذر دوباره به حکومت رسید."منذر بن حارث" و پنجاه تن از بزرگان خویشاوندش را کشت. مرگ حارث، قدرت کندیان را در عراق درهم شکست. منذر با تفرقه‌افکنی بین فرزندان حارث موجبات جنگ و خونریزی را بین فرزندان حارث، فراهم آورد. مرگ فرزندان حارث، فرجام کار دولت «کنده» را رقم زد.
[۱۶] یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ص۲۶۸.

منذر جنگ‌های پیروزمندانه بسیاری با رومیان و غساسنه انجام داد تا اینکه سرانجام در سال ۵۵۴م. در نبرد «یوم حلیمه» مغلوب حارث امیر قدرتمند غسانی شده، کشته شد.
[۱۸] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۵۹، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
آخرین امیر قدرتمند آل‌منذر، "نعمان سوم" ملقب به "ابوقابوس" است.
[۲۰] مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ص۵۴۳.
[۲۱] ابن قتیبه، عبدالله‌ بن‌ مسلم‌، المعارف، ص۲۸۳.
او اولین مسیحی از سلسله امیران بت‌پرست حیره است.
[۲۲] ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۳۱۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳.

قلمرو حکومت او تا بحرین و عمان امتداد داشت.
[۲۳] ضیف، شوقی، عصرالجاهلی، ص۵۴.
بعد از او آفتاب دولت حیره غروب کرد. با قتل او بدست خسرو پرویز، دیگر، کسی از خاندان منذر، از سوی ساسانیان به حکومت حیره منسوب نگردید.
[۲۴] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۷۵۸، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵.
[۲۵] مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ص۵۴۵.
[۲۶] ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۳۱۲، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳.
تا اینکه در سال ۶۱۱م. عملا امور حکومت، بدست ایرانیان افتاد.
[۲۷] ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۳۱۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳.
[۲۸] ابن سعد، محمد، طبقات‌الکبری، ج۷، ص۴۰۵، ترجمه محمود مهدوی دامغانی‌، تهران‌، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.


۲ - تاثیر انقراض منذریان در سقوط ساسانیان



با برچیده شدن حکومت حیره توسط خسرو پرویز، تزلزل و بی‌ثباتی دربار ایران، به حیره نیز سرایت کرد و این منطقه حساس و استراتژیک را نیز به شدت نابسامان کرد؛ «و چون خبر پادشاهی پوران، دختر خسرو پرویز رسید در سرزمین‌های اطراف شایعه شد که ایران را پادشاهی نیست و ایشان از روی ناچاری به درگاه زنی پناه آورده‌اند؛ از این‌رو عده‌ای از اعراب، از جمله قبیله بکر بن وائل، که در گذشته در خدمت دولت حیره، بودند طغیان کرده، به رهبری مثنی بن حارثه شیبانی و سوید بن قطبه عجلی، لشکر فراهم اورده، به مرزهای ایران تاختند و بر دهقانان، تاخت و تاز و غارت آغاز کردند و آنچه می‌توانستند، می‌گرفتند و چون تعقیب می‌شدند، به صحرا می‌گریختند و کسی به تعقیبشان نمی‌پرداخت. مثنی از ناحیه حیره حمله می‌برد و غارت می‌کرد و سوید از جانب ابله و این به روزگار ابوبکر بود؛ مثنی به ابوبکر نامه نوشت و از هجوم خود به ایران و پریشانی کار ایرانیان او را آگاه ساخت و تقاضا کرد، لشکری به یاری او بفرستد. چون این خبر به ابوبکر رسید به خالد بن ولید نوشت که به حیره رود و با ایرانیان بجنگد و مثنی و همراهان او را ضمیمه سپاه خود کند.»
[۲۹] دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ص۱۴۳.
در این زمان ایرانیان، که در‌ اندیشه احیاء مجدد دولت حیره بر آمده، با وعده اعاده حکومت ابا و اجدادی به قابوس بن قابوس بن منذر او را رهسپار جنگ با اعراب کردند؛ اما این تلاش ایرانیان نیز سودی نبخشید؛ چرا که، قابوس و سپاهیانش مورد حمله شبانه اعراب قرار گرفتند و تارومار شدند. حیره نیز سرانجام، در سال ۱۲ ه.ق. بدست خالد بن ولید فتح شد.
[۳۰] ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۳۱۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳

ادامه وضعیت نابسامان ایران و پیروزی‌های اولیه اعراب، بر جسارت اعراب در ادامه فتوحات افزود؛ به طوری که برخوردها و تنش‌های بین ایرانیان و مسلمانان، بعد از ابوبکر، در زمان خلافت عمر، با شدت بیشتری، ادامه یافت تا اینکه، سرانجام به سقوط امپراطوری ایران منجر گردید.

۳ - پانویس


 
۱. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۱۹۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۲. دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ص۵۴.    
۳. خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، ص۱۳۲.    
۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۳.    
۵. دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ص۸۴، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چاپ چهارم، ۱۳۷۱.
۶. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۲، ص۳۱۸.    
۷. دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ص۵۵، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، چاپ چهارم، ۱۳۷۱.
۸. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج۱، ص۵۱۵.
۹. سوری، علیرضا، اعراب مرزهای روم شرقی و....، ص۲۵۲.
۱۰. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۳۰۸، حاشیه علی شیری، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۹۸۹.
۱۱. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۶، حاشیه علی شیری، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۹۸۹.
۱۲. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۳۹۵.    
۱۳. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۲، ص۳۲۴.    
۱۴. ابی الفداء، عمادالدین، المختصر فی اخبارالبشر، ج۱، ص۷۴، بیروت، دارالمعرفه.    
۱۵. ابی الفداء، عمادالدین، المختصر فی اخبارالبشر، ج۱، ص۷۴، بیروت، دارالمعرفه.    
۱۶. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ص۲۶۸.
۱۷. ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۴۹۲.    
۱۸. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۱، ص۴۵۹، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی ـ فرهنگی، چاپ پنجم.
۱۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۲۱۳.    
۲۰. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ص۵۴۳.
۲۱. ابن قتیبه، عبدالله‌ بن‌ مسلم‌، المعارف، ص۲۸۳.
۲۲. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۳۱۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۲۳. ضیف، شوقی، عصرالجاهلی، ص۵۴.
۲۴. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۷۵۸، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵.
۲۵. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ص۵۴۵.
۲۶. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۳۱۲، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۲۷. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۳۱۹، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳.
۲۸. ابن سعد، محمد، طبقات‌الکبری، ج۷، ص۴۰۵، ترجمه محمود مهدوی دامغانی‌، تهران‌، فرهنگ و‌اندیشه، ۱۳۷۴.
۲۹. دینوری، احمد بن داود، اخبار الطوال، ص۱۴۳.
۳۰. ابن خلدون، عبدالرحمن، تاریخ ابن‌خلدون، ج۱، ص۳۱۶، ترجمه عبدالمحمد آیتی، مؤسسه مطالعات فرهنگی، ۱۳۶۳


۴ - منبع


سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «دولت های عرب جاهلی (حمریان، نبطیان، تدمر)»، تاریخ بازیابی ۹۵/۶/۲۷.    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.